مغرور
حالا
چه می شود اگر
غرورت رابشکنی
و از تخت پادشاهی ات
نیم نگاهی بیندازی؟
به کجای کائنات
بر می خورد؟
من
خسته ام از بس
سرت را بالا گرفته ای .
خون در رگهایم
به جوش می آید
و دلم می خواهد
فرعونی باشم
با تیری درکمان
تا قلب سنگت را
نشانه روم .
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 16:52 توسط مهتاب شرفی
|