حالا

چه می شود اگر

غرورت رابشکنی

و از تخت پادشاهی ات

نیم نگاهی بیندازی؟

به کجای کائنات

بر می خورد؟

من

خسته ام از بس

سرت را بالا گرفته ای .

خون در رگهایم

به جوش می آید

و دلم می خواهد

فرعونی باشم

با تیری درکمان

تا قلب سنگت را

نشانه روم .