شک
تورم افکار من
از مشغولیت ذهنم نیست
که از دغدغه هایم است
میان شک و یقین
میان بودن و رفتن
میان راست و دروغ
مدام
متلاطم ام .
تورم افکار من
از مشغولیت ذهنم نیست
که از دغدغه هایم است
میان شک و یقین
میان بودن و رفتن
میان راست و دروغ
مدام
متلاطم ام .
ای طلایه دار عشق ، شمع شادی آفرین
ای که از شرار تو، جان من چو اخگر است
در پناه سایه ات ، هستی ام شود برین
ای سرشته با غمم ، آتش نهان تو
هر کجا که پا نهم ، لطف تو شود قرین
ای که در شب فراق، موم می شوم ز درد
آن زمان که نیستی ، هر نوا شود حزین
ای سپیده سحر ، نور را به من بده
تا که در کنار تو ، زندگی شود برین .
گاهی
دلم
هوای یک جرعه عشق میکند.
همیشه غافلگیرم می کند
در بهت جنگلها
با اسبی که سوار برآن
می آید
از ورای سکوتها .
می توان
در اوج ناامیدی ها
خیره شد بر جاده ها .
نیمه خرداد بود
و همیشه خرداد برایم
آبستن حوادث است
در میانه راه زندگی
تاریخ تولد
یادآور اینست
که گامهایمان
به مرگ نزدیک تر می شود .
و هرگز هیچ لذتی را ناب تر از آغوش تو تجربه نکرده ام مادر
شبهای زمستان سخت در آغوشت می گرفتم تا سردم نشود و چه وسیع بوددامنه مهرت به من که آخرین فرزندت بودم
آخرین یادگار همسرت
دیروز کنارت همانند کودکی ها دراز کشیدم و تو موهایم را نوازش کردی چه بغضی گلویم را فشرد
و آهم را در سینه حبس کردم تو همیشه مهربان بودی و هنوز هم مهربانی
مادر بدون تو چگونه دوباره بهار را ببینم و زمستان را و هر آنچه را که تو دوست داری
کاش میتوانستم
ریه ام را دربیاورم
و جای ریه تو بگذارم
تا بتوانی راحت تر نفس بکشی و از گوش من این ناله " آی نفسم " میرفت
مهربانم
همیشه باعث غرورم بودی
و می خواهم
چون تو
باعث غرور پسرم باشم.
ماه خوب
ماه پر هیجان
پر استرس
ماه پر از خاطره های همیشه
اجتماعی اقتصادی سیاسی
غرور شکست خورده من
در عالم سیاست
و رنج من در اجتماع
در انکارهرآنچه باید باشد
و اقتصادی که کمر خم کرده
و محکوم به مرگ است
خرداد
ماه من
در تو متولد شدم
و کاش در تو میمردم
در گرمایی نازک
که همه گورها را در برگرفته .